X
تبلیغات
چوشل

چوشل

پدر روزنامه مي خواند .اما پسر كوچكش مدام مزاحمش مي شد ­و حوصله ي پدر سر رفت و صفحه اي از روزنامه را-كه نقشه ي جهان را نمايش مي داد جدا و قطعه قطعه كرد و به پسرش داد .
-بيا! كاري برايت دارم . يك نقشه ي دنيا به تو مي دهم . ببينم مي تواني آن را دقيقا همان طور كه هست بچيني ؟ "
و دوباره سراغ روزنامه اش رفت.مي دانست پسرش تمام روز گرفتار اين كار است.اما يك ربع ساعت بعد پسرك با نقشه ي كامل برگشت .
پدر با تعجب پرسيد:"مادرت به تو جغرافي ياد داده؟ "
پسرجواب داد:"جغرافي ديگر چيست؟ "
پدر پرسيد:"پس چگونه توانستي اين نقشه ي دنيا را بچيني؟ "
پسر گفت:" اتفاقا پشت همين صفحه تصويري از يك آدم بود .وقتي توانستم آن آدم را دوباره بسازم دنيا را هم دوباره ساختم ."
+ نوشته شده در  یکشنبه دوازدهم خرداد 1392ساعت 17:42  توسط ميثم   | 

مملکته داریم؟!

دوستان توی یه وبلاگ نظر سنجی گذاشتن که بهترین بازیکنان دوران ورزشی محل کیا هستند؟

بعد هر چی دوست و آشنا دارند اسمشون رو نوشتن باقیه نظرات رو هم منعکس نمی کنند...

توی یه جای کوچیک هم نمیتونیم تمرین دموکراسی کنیم؟

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 15:42  توسط ميثم   | 

نقش شوراها و دهیاران در توسعه پایدار روستاها

توسعه پایدار روستایی یکی ازاهداف اساسی سیاست گذاری های کل درهمه کشورها وبخصوص درایران است.چه روستاییان وهمچنین رابطه این ابعاد با محیط پیرامون می باشد.درسیستم جدید مدیریتی کشور،مدیریت روستاها به شوراها و دهیاری ها سپرده شده است .مدیریت روستایی درفرایند توسعه یک پارچه و پایدارنقش اساسی دارد.مدیریت روستایی درواقع فرایند سازماندهی و هدایت جامعه و محیط روستایی ازطریق شکل دادن به سازمان ها و نهادهاست.این سازمان ها ونهادها،ابزار یاوسایل تامین هدف های جامعه روستایی هستند هدف هایی که مردم آن راترسیم می کنند و می پذیرند.همچنین مدیریت توسعه روستایی فرایند چند جانبه ای است که شامل رکن مردم،دولت و نهادهای عمومی هستند.دراین فرایند بامشارکت مردم و از طریق تشکیلات و سازمان های روستایی برنامه ها وطرح های توسعه روستایی تدوین و اجراگردیده وتحت نظارت و ارزشیابی قرارمی گیرد(رضوانی،211:386)توسعه پایدارروستایی عبارتست ازوحدت میان ابعاداجتماعی ،اقتصادی،فرهنگی و زیست محیطی به منظور بالابردن سطح معیشت ورفاه مردم روستایی است.درتوسعه پایدارروستایی توجه به عوامل زیست محیطی ازاهمیت بسیاری برخوردار می باشد.

نقش شورا اسلامی و دهیاری ها درتوسعه پایدار روستایی تشکیل شوراهای اسلامی درنواحی روستایی،اقدامی بسیار موثردرفرایند مردم سالاری ومشارکت مردم درسرنوشت خویش محسوب می شود.درنواحی روستایی که درچند دهه اخیرخلا مدیریت وجود داشت،تشکیل شوراهای تاسیس دهیاری اهمیت بسیاربیشتری نسبت به نواحی شهری دارد،چراکه شوراها توانسته اند خلا مدیریت رادرروستاها پرکنند.(رضوانی،222:1383).شوراهای اسلامی به عنوان یک نهاد قانون گذاری در مقیاس کوچک و محلی می توانند کمبودهای موجود در روستای خویش رابه خوبی شناخته و نسبت به آنها برنامه ریزی نمایند وحتی درانعکاس موانع و مشکلات توسعه روستای مربوطه را به شورای بخش می نمایند تا تصمیم گیری های لازم به این مشکلات دررده های بالای مدیریتی انجام گیرد.تشکیل شوراهای اسلامی روستایی اقدام بسیار موثردرفرایند مشارکت مردم در توسعه نواحی روستایی محسوب می شود،ولی ازآنجا که شوراها یک نهاد مشورتی و نظارتی است.بدون تشکیلات اجرایی ناقص است و نمی تواند وظایف خودرابه انجام دهد، کما اینکه شوراهای اسلامی روستایی تشکیل شده درسال های اولیه بعداز پیروزی انقلاب نیزبه دلیل نداشتن واحدهای اجرایی موفقیت چندانی نداشتند.خوشبختانه قانون گذار به این نکته مهم توجه داشته ودرقانون شوراها،تشکیل دهیاری رانیز پیش بینی کرده است(همان)....

نقش روابط تعاملی شوراها و دهیاری و روستاییان درتوسعه پایدارروستایی

باتوجه به ابعاد توسعه پایدارروستایی ونقش محوری انسان دراین فرایند،همکاری وتعامل بین مردم وشوراها ودهیاری ضروری است.درتوسعه پایدارنقش پایدارنقش مردم ودهیاری وشوراها بازشناخته شد.و برای رسیدن به این توسعه پایدارهمکاری و تعامل مردم و شوراها ودهیاری ازاصول کلیدی به شمارمی رود و با نگاهی به قانون وظایف واختیارات شوراها ی اسلامی نقش شورا درتوسعه ی روستایی به خوبی مشخص است.ازجمله درمواردی ازقبیل :

_بررسی وشناخت کمبودها،نیازها ونارساییهای روستاوتهیه طرح وپیشنهادهای اصلاحی و عملی.

_جلب مشارکت و همکاری عمومی درامورفرهنگی و دینی.

_نظارت و پیگیری دراجرای طرح های عمرانی مخصوص روستاها.

_همکاری با مسئولان برای احداث واداره وبهره برداری ازتاسیسات عمومی.

_شناسایی مشکلات فرهنگی ،ورزشی و آموزشی روستاها و پیشنهاد به مسئولین.

_تلاش برای حفظ و نگهداری بناهای فرهنگی ،ورزشی و هنری و گلزارشهدای روستا.

_همکاری درحفظ بناهاو آثارتاریخی و محوطه های تاریخی_فرهنگی.

موارد فوق نقش شوراها را درتوسعه روستایی نشان می دهد.
همچنین با مروری به وظایف دهیاری ها به عنوان بازوی اجرایی شوراها مطرح می باشند نقش این ها نیزدرتوسعه روستامشخص است.
دهیاری ها از بدو تشکیل تاکنون بااستفاده ازهمیاری و مشارکت مردم و کمک های دولت به منظور رفع نیازمندی های عمومی ،جمع آوری زباله،ارائه خدمات عمومی و توسعه معابر اقداماتی انجام داده اند.اجرای طرح هادی،برنامه خدمات عمومی و برنامه خدمات اجتماعی_اقتصادی_سه فعالیت عمده دهیاری ها را تشکیل می دهد(رضوانی،230:1383)

این سه فعالیت عمده دهیاری ها درچارچوب توسعه روستایی قرارمی گیرند.همچنین درماده 10 قانون وظایف دهیار و دهیاری به وظایف دهیار درتوسعه پایدارروستایی واداره روستا بطور مبسوط پرداخته شده است.

دربازبینی وظایف می توان و اختیارات شوراها و دهیاری این نکته روشن می گردد که شوراها وظیفه شناخت ورسیدگی به مسائل جامعه روستایی را دارند وبرای این کمبودها ومشکلات طرح و برنامه ای می ریزند و وظیفه دهیاری اجرای این مصوبات شوراهاوظایف جانبی دیگری که قانونگذار برعهده وی قرارداده است.دراین دو وظایف می توان ازهمکاری و قابلیت های مردمی استفاده کرد.هر چند توضیح بیش از این شاید از حوصله این مقال خارج باشد و سنگینی وزن این سطور بر گرده مثلاً قشر تحصیلکرده روستایمان فشار بیاورد که در وبلاگهای بقول معروف زردشان به دنبال یافتن بهترین بازیکن فوتبال قرن می گردند... غافل از اینکه انتخاب های نادرست,عدم آگاهی ، حسادت ها و غرض ورزی های شخصی و قبیله ای در کنار بی سوادی و فقر فرهنگی توده ساکن در محل سبب شده است که سالها ورزش روستا به خاموش فرو رود...در حالیکه با نگاهی سالم تر  می شد با انتخاب شوراهایی تحصیلکرده،دلسوز و اصلح سنگ بنای توسعه ای پایدار را در روستا بنا نهیم...

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم اردیبهشت 1392ساعت 0:40  توسط ميثم   | 

كسي نيست آغاز كند ... كسي نيست خودش را آتش زند ... من مي ترسم

آقاي رئيس جمهور

سال به سال

هر سال

يك سين ساده

از سفره هفت سين ما كم مي شود

چرا ... ؟

رويا مي پرسد

رويا دختر يكي از كارگران همين خط واحد است

 

سال به سال

هر سال

هزار مشق دشوار

بر شب تكليف و ترانه ما تحميل مي شود

چرا ...؟

چرا نمي گذارند كسي

در امتحان آسان نان و سر پناه قبول شود ؟

اميد مي پرسد .

اميد فرزند يكي از كارگران نيشكر تلخاب است.

 

سال به سال

هر سال

...

(بگذار سخن بگويم!)

 

واژه ها بي وثيقه آزاد نمي شوند ،

اين كيفر خواست تباني ما با ترانه ي زندگي ست ؟

 

نه رويا مي پرسد نه اميد ،

من مي گويم

پدر من هم

يكي از كارگران خسته همين جهان بود .

 

سال به سال

هر سال

صحبت از نفت و چراغ و سپيده دم است

صحبت از سفره گشودن صبح است

صحبت از علاقه عجيبي به اسم عدالت است ،

اما پرده ها تاريك

پدرها خسته

سفره ها خالي ست .

 

سال به سال

هر سال

...

(بگذار سخن بگويم!)

 

 

بگذار هر چه مي خواهد ببارد ،

ببارد از سنگ از سياهي از سكوت

ما نوميد نمي شويم

ما همچنان

سفره ي بي سين خانوار خويش  را

با الفباي تمام عيار عشق مي آرائيم .

اين را من نمي گويم ،

مادران ما مي گويند .

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 1:4  توسط ميثم   | 

دلمان خوش بود راهی را آغاز کردیم دوستان خوب و بچه محل های تحصیلکردمون هر کجا که هستند کنار هم جمع شوند و هر کسی هر کاری از دستش بر میاد رو برای محرومیت زدایی چوشل زیبایمان بر دارد...ولی افسوس و صد افسوس که این شروع قشنگ به بیراهه رفت و وبلاگ هایی سر برآوردند که کارشان  شد تعریف تمجید از چند تن از نزدیکان و تفرقه افکنی....نه از چوشل واحد خبری شد و نه از شورای مرکزی...فصل انتخابات شوراها شروع شد و باز هم مثل سنوات گذشته عده ای قلیل و بی سواد ثبت نام کردند و  ان شالله انتخاب هم می شوند!و باز قصه تکراری همیشگی (از آدمهای کوچک انتظار کار بزرگ داشتن خطاست!)و...

+ نوشته شده در  یکشنبه پانزدهم اردیبهشت 1392ساعت 1:2  توسط ميثم   | 

فريدون مشيري

بوی باران، بوی سبزه، بوی خاک
شاخه های شسته، باران خورده، پاک
آسمان آبی و ابر سپيد
برگهای سبز بيد
عطر نرگس، رقص باد
نغمه و بانگ پرستوهای شاد
خلوت گرم کبوترهای مست
نرم نرمک ميرسد اينک بهار
خوش بحال روزگار …
خوش بحال چشمه ها و دشتها
خوش بحال دانه ها و سبزه ها
خوش بحال غنچه های نيمه باز
خوش بحال دختر ميخک که ميخندد به ناز
خوش بحال جان لبريز از شراب
خوش بحال آفتاب …
ای دل من، گرچه در اين روزگار
جامهء رنگين نمی‌پوشی به كام
بادهء رنگين نمی‌نوشی ز جام
نقل و سبزه در ميان سفره نيست
جامت از آن می كه می‌بايد تهی است
ای دريغ از «تو» اگر چون گل نرقصی با نسيم
ای دريغ از «من» اگر مستم نسازد آفتاب
ای دريغ از «ما» اگر کامی نگيريم از بهار …
گر نکوبی شيشهء غم را به سنگ
هفت رنگش ميشود هفتاد رنگ …
+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم فروردین 1391ساعت 9:32  توسط ميثم   | 

گردشگري

گردشگري آثار و پيامدهاي مثبت بسياري بر وضيعيت اقتصادي طبيعي, اجتماعي, فرهنگي ,جهاني دارد و توانسته است توجه بخش عمومي و خصوصي را به خود جلب نمايد . گردشگري زمينه افزايش فرصتهاي شغلي و درآمدهاي ارزي درآمدهاي مالياتي را فراهم مي نمايد.کشورهاي در حال توسعه و توسعه يافته توجه خاصي براي توسعه کشور از طريق امور مرتبط با توريسم دارند. يکي از کشورهاي در حال توسعه جمهوري اسلامي ايران مي باشد که سياست گذاران کشور توجه و تلاش بسياري براي توسعه بخش گردشگري بعنوان عاملي براي معرفي تمدن,ميراث فرهنگي, تاريخي و طبيعي به جهانيان و وسيله اي براي دستيابي به توسعه اقتصادي نيز مي باشد.منابع و جاذبه هاي غني فرهنگي و طبيعي ايران که بسياري از آنها منحصرد بفرد مي باشد باعث شده است که ايران به عنوان يکي از مقصدهاي مهم گردشگري محسوب شود.از هنگامي‌که کورش و داريوش هخامنشي، جاده ي 2500 کيلومتري راه شاهي را با ملزمات مورد نياز ( از جمله ميله‌هاي راهنمايي مسافران، کاروانسرا و چاپارخانه‌هاي متعدد ، گماردن مأموران مخصوص براي نگهداري جاده و ...) احداث کردند، ايرانيان نشان دادند که توجهي خاص به مهمانداري و جهانگردي دارند. احداث جاده‌هاي متعدد در تاريخ ايران، از جمله جاده ي ابريشم در دوران اشکانيان و جاده ي مشهد _ کربلا در دوران صفويه ، با امکانات مورد نياز، مؤيد اين سخن است . در تاريخ ، ايران يکي از بهترين کشور‌ها براي جهانگردان بوده و اين مسأله در سفر نامه ي آنان بخوبي مشهود است . به عنوان مثال شاردن، سياح مشهور فرانسوي در دوران صفويه ، در قسمتي از کتاب خود مي‌نويسد : « در تمام جهان، کشوري مانند ايران براي سياحت و جهانگردي وجود ندارد، خواه از لحاظ مخاطرات کم و امنيت جاده که مواظبت دقيقي ازآن مي‌شود و خواه از جهت هزينه‌هاي پايين مخارج که معلول کثرت تعداد عمارات عمومي‌مخصوص مسافران در سرتاسر امپراتوري ، سکونت رايگان در آنها و وجود جاده‌هاي مسطح و پل‌ها در نقاط صعب العبور براي کاروانها و مسافران کشور است. »

يک ميليون و دويست هزار اثر و ميراث ديدني در ايران وجود دارد که امروزه گفته‌هاي شاردن را تأييد مي‌کند .

صنعت توريسم امروزه به قدري در توسعه اقتصادي، اجتماعي کشور‌ها اهميت دارد که اقتصاد دانان آن را « صادرات نامرئي » نام نهاده اند.

اکنون اين سؤال مطرح مي‌شود که ما چقدر سهم از اين خوان گسترده داريم ؟

بي شک بايد اذعان نمود که کشور ما تا حدود زيادي از دستيابي به اين خوان گسترده محروم است و مهمترين را مي‌توان ضعف تعيين سياستها دانست .

در کشور ما با وجود اقداماتي طي چند سال گذشته و بخصوص در دوران حاضر براي جذب گردشگر صورت گرفته اما هنوز هم سياست مشخصي وجود ندارد.

در واقع ، بر خوردهاي فيزيکي با گردشگران، بيانگر آن است که هنوز هم به اهميت اين صنعت پي نبرده ايم . آيا مشکل در عدم جذب گردشگران، تضاد فرهنگي ( تعارض ارزشي ) است يا عدم نياز کشور به ورود گردشگر با وجود منابع سرشار نفت است يا مسائل ديگري وجود دارد؟ به عنوان يک کشور مسلمان ، چند درصد از جمعيت مسلمان 2/1 ميلياردي جهان از کشور ما بازديد کرده اند؟ از 5 ميليارد جمعيت غير مسلمان جهان چند درصد بي بند بارند که ما نگران ورود آنها به کشورمان هستيم ؟ اگر قبول کنيم که فقط 20 درصد آنان مقيدند، از اين 20 درصد چند نفر به دلخواه وارد ايران شده اند؟

عده اي بر اين فکرند که علت حضور اندک گردشگران خارجي در کشور، نا امني منطقه است . د ر اين صورت چرا کشور سوريه که يکي از ناامن ترين مناطق جهان است، سالانه 3/2 ميليون نفر گردشگر و در آمدي بالغ بر 2 ميليارد دلار را جذب مي‌کند؟در خصوص مسائل فرهنگي نيز اين طرز تفکر وجود دارد که گردشگر مروج فرهنگ مبتذل است ، هر چند که تعدادي از گردشگران اين چنين رفتاري را دارند، اما براي اين عده، کشور‌هاي زيادي براي مسافرت وجود دارد و آنها لزومي‌براي مسافرت به ايران نمي‌بينند. البته بسياري از گردشگران نيز توجه خاصي به مسائل فرهنگي و حفظ شؤونات دارند.

در نشستي که در سال 1997 در فيليپين برگزار شد، کشور‌هاي صاحب صنعت توريسم خواستار احترام گردشگران به فرهنگها و ارزش‌هاي اجتماعي ملت‌ها و حفظ ارزشهاي ملي و احترام به الگو‌هاي اجتماعي کشور‌هاي ميزبان شدند. پيش بيني مي‌شود که تصويب آيين نامه ي جهاني اخلاق گردشگري، رشد اين صنعت را تا سال 2020 سه برابر کند.

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم آذر 1390ساعت 10:20  توسط ميثم   |